على ربانى گلپايگانى
49
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
در فلسفهء ارسطو نيز مطرح بوده است . اصولا از مسائل مربوط به وجود ( كه در مرحله نخست كتاب دربارهء آنها بحث مىشود ) دو مسأله است كه در فلسفهء ارسطو نيز مطرح بوده . يكي همين مسأله بداهت وجود و ديگرى مسأله اشتراك معنوى وجود مىباشد . ملاك بداهت يا بىنيازى مفاهيم از تعريف تعريف عبارت است از تجزيه و تحليل عقلانى مفهوم ، و ازاينرو در مورد مفاهيم مركب به كار مىرود ، اما مفاهيم بسيط كه عناصر اوليه ذهن بشر را تشكيل مىدهند قابل تعريف نيستند ، اينگونه مفاهيم يا اصلا عارض ذهن نمىشوند و ذهن از آنها هيچ اطلاعى ندارد و يا اينكه عارض ذهن مىشوند در حالى كه بديهى و واضح و عارى از هرگونه ابهام و اجمالى مىباشند . أساسا مفاهيم عام فلسفى ، همگى بديهى التصورند و همهء آنها ابزارهاى اصلى تفكر بشر هستند ، بشر اگر تصورى از وجود و عدم ، وجوب و امكان و امتناع ، وحدت و كثرت و علت و معلول نداشته باشد ، نمىتواند در هيچ موضوعى با روش عقلانى و منطقى فكر كند ، ملاك « نطق » كه ما به الامتياز انسان از ساير حيوانات است ، بر خلاف آنچه عموما فلاسفه مىگويند ، تنها قوه تجريد و تعميم و كلىسازى ذهن نيست ، بلكه واجد بودن اين مفاهيم عام فلسفى است كه معقولات ثانيه و نتيجهء يك نوع فعاليت خاص ذهن مىباشند . مفهوم وجود و همهء مفاهيم عام فلسفى بسيطند و اگر مركب بودند مىبايست از دو جزء مركب باشند ، يكى جزء اعم ( جنس ) و ديگرى جزء مساوى ( فصل ) و فرض جزء اعم با عمومى بودن آن مفاهيم منافات دارد « 1 » . اكنون كه با ملاك بديهى بودن مفاهيم عام و بسيط آشنا شديم به بررسى دلايلى كه در متن بر بديهى بودن مفهوم وجود ذكر گرديده است مىپردازيم :
--> ( 1 ) اصول فلسفه و روش رئاليسم ، ج 3 ، ص 71 - 69 .